ایلام | برگزاری مراسم تکریم و معارفه معاون سابق و جدید اداری و مالی اداره کل تبلیغات اسلامی استان ایلام
میثم کهزادی بعنوان سرپرست معاونت اداری و مالی منصوب شد
خراسان شمالی| حماسه حضور
بیشتر از یک ماه از شهادت رهبر شهید انقلاب میگذرد، اما مردمان کرد، ترک، تات و ترکمن خراسان شمالی هر شب در میدانها و خیابانها گرد هم میآیند و یکصدا نابودی ظالمان را فریاد میزنند.
شبهای دیار بابالرضا (ع) این روزها دیگر فقط یک تجمع نیست؛ به یک دورهمی عظیم و حماسی تبدیل شده است. در این سرزمین بهاری که اقوام مختلف کرد، ترک، تات و ترکمن سالیان سال در کنار هم زیستهاند، این روزها با اتحاد و عشقی بیشتر، دست در دست هم نهادهاند و خواهان انتقام خون سیدالشهدای جمهوری اسلامی، رهبر شهیدشان هستند. برف و باران، ماه مبارک رمضان و عید نوروز، همه و همه قابهای بینظیری از اتحاد مردمان این خطه را به یادگار گذاشتهاند. حضور خانوادههای معظم شهدای جنگ رمضان نیز در این میدانها، صحنههایی ستودنی و غرورآفرین آفریده است.
هر شب، تعداد همدلان بیشتر میشود
هر شب که میگذرد، بر تعداد مردمان همدل در خیابانها و میدانهای شهر افزوده میشود. بجنوردیها، شیروانیها، جاجرمیها و اسفراینیها؛ گویی تمام یک میلیون و دویست هزار نفری جمعیت گنجینه فرهنگهای خراسان شمالی، به معنای واقعی کلمه سنگ تمام گذاشتهاند. پیر و جوان، زن و مرد، از هر قشر و با هر عقیدهای، قدمهایشان را استوارتر برمیدارند و نابودی ظالمان اهریمنی را به دست رزمندگان اسلام فریاد میزنند.
اینجا بجنورد است و در سی و یکمین شب از حضور بینظیر و تاریخی مردمان دیار شجاعت و غیرت، به فرموده رهبر شهید عزیزمان، نسیم بهاری همراه با سوزی سرد، بند بند وجودمان را مینوازد، اما نوای گرم «حیدر، حیدر» دلها را گرم نگه داشته است. دست مریزاد بر دانشآموزان و خادمان دختر و پسر که حواسشان به همه هست. آنها این روزها بیشتر از قبل به فکر پدران و مادران شرکتکننده در تجمعات هستند. با برپایی ایستگاههای نقاشی و کاردستی، کودکان و نوجوانان را سرگرم میکنند. در موکب حوزه هنری انقلاب اسلامی استان نیز هنرمندان انقلابی دست به کار شدهاند و دستنوشتهها و کاریکاتورهای جذابی برای بچهها طراحی میکنند.

از چهارراه مخابرات تا میدان شهید
قاب عکسهای زیبایی را میتوان به تصویر کشید. از چهارراه مخابرات، قدمهایم را تندتر برمیدارم تا خودم را سریع به میدان شهید برسانم. جمعیت، اندکاندک زیاد میشود. مادران قهرمان، نوزادان انقلابیشان را لای پتو پیچیدهاند یا در آغوش گرفتهاند و با دست دیگر، پرچم ایران را بالا نگه داشتهاند. نوزادان را در کالسکههایی میگذارند که به پرچم سهرنگ ایران مزین شده است. فریادشان یک چیز است: تا نابودی مردک قمارباز به میدان میآییم!
کنار خانمی میایستم که برای دوستش میگفت: تا زمانی که این مردک قمارباز را نابود نکنیم، هر شب به میدان خواهم آمد. از او میپرسم: چند شب است که به خیابان میآیید؟ محکم پاسخ میدهد: از همان روز شهادت رهبر عزیزم در میدان هستم. تا زمانی که امام عزیزمان سید مجتبی خامنهای امر دهند، قصد دارم هر شب، زیر باران و برف، به خیابان بیایم. ادامه میدهد: همسر و دخترم عقیدهای متفاوت داشتند، اما بعد از شهادت رهبرمان، همسرم با من همراهی کرد و اجازه داد هر شب به خیابان بیایم. حتی دختر ۱۴ سالهام به تمام دوستان و همکلاسیهایش هر روز پیام میدهد که شبها به خیابان بیایند.
خانوادگی برای بیعت میآییم
کمی آنسوتر، مادربزرگی به همراه فرزندان و نوههایش ایستاده است و پرچم زیبای کشورمان را در دست دارد. خانم دهقان با مهمانان نوروزیاش به میدان شهید آمده است و میگوید: جا دارد اول از همه برگزارکنندگان این مراسم، مخصوصاً نیروهای امنیتی، انتظامی و بسیجی که زحمت زیادی در این روزها و شبها برای تأمین امنیت متقبل میشوند، تشکر کنم.
حتی از عزیزانی که در ایام ماه مبارک رمضان زحمت برگزاری افطاریهای خیابانی و مراسم شبهای قدر را کشیدند و هم اکنون شرایط برگزاری نماز استغاثه به امام زمان (عج) را فراهم کردهاند، سپاسگزارم. وی ادامه میدهد: فرزندانم و نوههایم در ایام نوروز از مشهد به دیدن ما آمدند و شبها با آنها برای اعلام بیعت با امام مجتبی خامنهای، دستهجمعی به خیابان میآییم.

قوم کرمانج در صف اول نبرد با دشمن
عباس سلطانی، راننده تاکسی، با صلابت میگوید: ما کرمانجها به دلاوری شهرت داریم. اگر دشمن بخواهد زمینی وارد جنگ با ما شود، قطعاً قوم کرمانج در صف اول نبرد با شیطان بزرگ خواهد بود.» ادامه میدهد: «هر طور شده، خودم را هر شب به این جمع میرسانم و ندای «لبیک یا خامنهای» را با تمام وجود سر میدهم.
مریم علوی به همراه همسر و فرزندانش نیز میگوید که سی شب را به میدان آمدهاند. او میگوید: «از مشهد به دیدار خانوادهام آمدیم و هم در مشهد و هم در اینجا، هر شب با خانواده به میدان آمدیم. از او میپرسم حضور مردم را در دو شهر چگونه دید؟ پاسخ میدهد: ما رایت الا جمیلا... به والله جز زیبایی چیزی ندیدم. ما در زیر باران شدید در مشهد مقدس و در سرمای بجنورد به میدان آمدیم تا بگوییم جانمان فدای وطنمان و رهبر عزیزمان سید مجتبی خامنهای. خون میدهیم، اما ذرهای خاک نمیدهیم.
مسعود مجیدی، حسابدار، با نگاهی به جمع میگوید: «به نظر من، حضور خانمها بسیار پرشور است. این انقلاب را به معنای واقعی کلمه، زنان نگه داشتند.» در گوشه دیگری، احمد که شغلش جمعآوری ضایعات و بازیافت است، با همان دستهای چروکیده و سیاهش، مشتهایش را گره کرده و شعار میدهد. میگوید: به سر و وضع من نگاه نکنید. قلبم برای وطنم میتپد و هر شب با دخترانم به خیابان میآییم و برای نابودی اسرائیل و پیروزی رزمندگانمان دعا میکنم. استاد و کارمند، دانشآموز و دانشجو، کسبه و بازاری، از هر قشری که بخواهید، یک صدا نابودی ظالمان خونخوار را فریاد میزنند و از رزمندگان جانبرکف حمایت میکنند.
حضور پرشور سه نسل در شیروان
مردم شیروان که به فرموده امام شهیدمان در دوران امتحانهای دشوار و بزرگ، شهر شیروان از جمله مناطقی است که امتحان خوبی داده است، همدوش یکدیگر و البته برخی کفنپوش، و عشایر این شهر، معلمان و دانشآموزانش با لباسهای محلی، هر شب ندای انتقام را سر میدهند. این جمع وسیع، همچون یک خانواده در کنار هم و برای هم به میدان میآیند. اینجا سه نسل را میتوانی کنار هم ببینی.

ریحانه کاظمی همراه دخترانش، نوهها و اقوام، هر شب در اینجا حضور دارد. او میگوید: خودم و نوه یکسالهام فدای این انقلاب. ما آمدهایم تا بگوییم برای تکتک رزمندگان عزیزمان دعا میکنیم و خواستار نابودی اسرائیل و خونخواهی رهبر عزیزمان هستیم.
مینا رحیمی که به گفته خودش در ایام نوروز با مهمانان نوروزیاش به تجمعات آمده، میگوید: از روز شهادت رهبر عزیزم، خانه اول من، میدان و مسجد شده است. در ایام نوروز هم به تمام اقوام و دوستان گفتهام از ساعت ۲۰ شب با ما به میدان بیایند و اغلب دیدارهای نوروزیمان را همینجا داشتیم. او که همراه دخترعموها و دیگر اقوام همسرش به خیابان آمده، عنوان میکند: در این شبها، برانگیختگی و بعثت مردم را به چشم دیدیم، طبق همان وعده رهبر شهید که مردم مبعوث خواهند شد. ادامه میدهد: مردم مصمم و با پشتکار، هر شب مشتاقتر از شب قبل حضور دارند. با حضورشان، حامی و پشتیبان نیروهای مسلح و نظامی هستند و مانع یاوهگویی و تصمیمات نابخردانه برخی مسئولین میشوند. تأکید میکند: اتحادی که در راهپیمایی ۲۲ دی و ۲۲ بهمن به توصیه رهبر شهید به دست آوردند، بسیار ارزشمند و مقدس است.
عباس مهرابی نیز به همراه همسر، فرزندان و نوهاش در میدان پرشور شیروانیها شرکت کرده است. میگوید: پدربزرگ من سرباز رضاخان بود. از رفتارهای او به تنگ آمده بود و قید سربازی را زد و به کوههای درگز پناه برد. ترجیح داد سختی بکشد، اما چادر از سر ناموس مردم نکشد. او آنقدر دل پاک داشت که آرزو داشت ایران از دست امثال رضاخان آزاد شود و سالها مرارت را تحمل کرد. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی از دنیا رفت و من این شبها به نیابت از او به خیابان میآیم و میدانم آرزویش دیدن چنین روزی بود. اضافه میکند: مردم خراسان شمالی سنگ تمام گذاشتند و هر شب به میدان میآیند تا مشت محکمی اول به دهان آنهایی که دم از سازش میزنند بزنند و خونخواهی رهبر شهیدمان و دختران مدرسه میناب را فریاد بزنند.
نورا، دختر چهارساله شیرینزبان
نورا برزولی، دختر چهارساله شیرینزبانی که همراه مادر و خالههایش به راهپیمایی آمده، شعار زیبایی میدهد. از او میپرسم چرا اینجاست؟ با زبان کودکانه پاسخ میدهد: آمدهام بگویم خامنهای کوثر است، دشمن او آنتر است! از شعارش خندهام میگیرد و بانوان حاضر در راهپیمایی یکی یکی او را در آغوش میکشند و میبوسند و فیلم و عکس یادگاری با او میگیرند.
مراسم عقد زوج شیروانی در تجمع پرشور
هیئت دختران راحیل شیروان نیز برنامههای متنوعی در این ایام داشته است که برگزاری مراسم عقد یک زوج انقلابی، یکی از شاهکارهای این هیئت در این شبها بود. حمیده منافی، مدیر هیئت دختران راحیل، در گفتوگو با خبرنگار مهر میگوید: در این شبهای عزیز، طبق فرموده رهبر عزیزمان آقا سید مجتبی، مراسم عقد دختر عزیزمان از دختران فعال هیئت را با نیت ترویج ازدواج آسان و ایجاد انگیزه و آرامش برای جوانان برگزار کردیم که خیلی مورد استقبال قرار گرفت.
منافی میگوید: ما تا جایی که در توان داریم، در خیابانها ایستادگی میکنیم و میمانیم و صلح و سازش نمیپذیریم. ما به قله رسیدیم و انشاءالله با نابودی آمریکا و اسرائیل، پیروزیم.

اینجا عاشورایی دیگر به پاست
اسفراین، دارالقرآن ایران، همان جایی که رهبر شهیدمان گفت مردمان این دیار به برپایی محافل و جلسات قرآن مشهور هستند. زنان و مردان اسفراینی و بهویژه خانواده شهدای اغتشاشات دی ماه، هر شب زیر باران و در سرما، پا در میدان میگذارند و یکصدا نوای «لبیک یا خامنهای» سر میدهند.

ابراهیم محمدیان، از اهالی معتمد روستای رویین، در گفتوگو با خبرنگار مهر میگوید: آنقدر شهادت رهبر عزیزمان غم سنگینی بود که دلمان نیامد به خانواده، فامیل، همسایه، دوست و همشهریها سال نو تبریک عرض کنیم. انگار خون خدا بر زمین ریخت و انقلابی در جهان برپا کرد. وی ادامه میدهد: ملت ایران، شیعیان و مسلمانان جهان، ولی، مرجع و عشقشان را از دست دادند. اما حرکت معنادار ملتهای آمریکا و اروپا و بعضی کشورهای دیگر جهان که میلیونی و بیسابقه به میدان آمدند، بیانگر واقعیتهایی است که تحول بزرگی را در جهان نوید میدهد. اضافه میکند: شهادت عزیزانمان در ناو دنا و مدرسه شجره طیبه، آنقدر مظلومانه بود که خونشان کاخ ظلم را فرو خواهد ریخت. انتخاب فرزند خلف شهید سیدعلی خامنهای، اندکی از غم سنگین را کاست و عزاداری را انشاءالله برای بعد از پیروزی در جنگ میگذاریم.
محمدیان ادامه میدهد: دعا میکنیم اپستینها از کره زمین محو شوند و پرچم انقلاب به دست ناجی عالم، مهدی موعود (عج) داده شود تا جهان دیگر شاهد جنایات اپستینها نباشد. وی با بیان اینکه در اسفراین تجمعات واقعاً باورنکردنی است، اضافه میکند: شبها تمام خیابانها، هیئتهای زنجیرزنی به راه میافتند و مردم به صورت خانوادگی میآیند. از تمام روستاها. مثل ایام عزاداری شهادت امام حسین (ع) و عاشورا شده است. شبها انگار قیامت میشود و این ملت غیرممکن است که شکست بخورد و خداوند یاریشان میکند. او میگوید: تاکنون چنین صحنههایی در اسفراین ندیده بودم. کسانی را میشناسم که تا قبل از جنگ، مخالف نظام بودند، الان گریه میکنند و حلالیت میطلبند.
در دل طوفانها ایستادهایم
شبهای کهنشهر جاجرم نیز دیدنی است. آنجا که مردمان مومن و دلقوی جاجرم همپای یکدیگر، ندای «حیدر، حیدر» سر میدهند. یکی از فعالان رسانه جاجرم در وصف حضور باشکوه مردم این دیار میگوید: در دل طوفانها ایستادهایم. قلبهایمان با هم میتپد، چون میدانیم قدرت واقعی در همبستگی ماست. از دل دردها، قهرمانان گمنام برمیخیزند و در لبیک به ندای رهبرمان و در کنار نیروهای مسلح، تا به زانو درآوردن دشمن آمریکایی-صهیونی، در کف خیابان هستیم.
تا موهای ترامپ پرپر نشود، دلم خنک نمیشود
و اما گفتن از نجابت مردمان ترکمن، آنهایی که علاقه خاصی به رهبر شهیدشان داشتند، هم سخت است و هم شیرین. فقط میتوان به سفرنامه اعضای خانه روایت حوزه هنری انقلاب اسلامی استان خراسان شمالی به دیار «یکهصعود» اشاره کرد تا شور حماسی زنان و مردان ترکمن را به تصویر کشید.

خانم سمیه مرادی از روایت سیامین شب حضور مردم برایمان نوشته است: در میان جمعیت، چشمم به زنی مسن افتاد که با لباسی بلند و سنتی ترکمنی، وقار خاصی داشت. «توبی» (روسری سنتی که فقط خانمهای متأهل میپوشند) بر سر داشت، گویی گنجینهای از تجربهها و خاطرات کهن را در خود پنهان کرده بود. دلم خواست با او صحبت کنم. نزدیک شدم و گفتم: ببخشید، اگر مایل باشید میخواهم از شما مصاحبه کنم. با لبخندی که چینهای کنار چشمانش را عمیقتر کرد، پاسخ داد: اشکالی ندارد، اما زبان فارسیام زیاد خوب نیست. با ذوق گفتم: من هم ترکمن هستم! راحت باشید، با زبان خودمان صحبت میکنیم. با زبان ترکمنی با هم گپ زدیم. از او پرسیدم: چه چیزی میتواند باعث آرامش قلبت شود؟ کمی مکث کرد، با صدایی که اندکی لرزش داشت ولی پر از خشم بود، گفت: «تا زمانی که تکتک موهای زرد ترامپ پرپر نشود، این دل من خنک نمیشود.» سواد نداشت، فارسی هم بلد نبود، اما خودش را رسانده بود. عشق به وطن، پیر و جوان را دور هم جمع کرده بود.
برنامه ویژه خانه روایت حوزه هنری استان
سارا رحیمی، مسئول خانه روایت خراسان شمالی، از لحظه اعلام شهادت رهبر شهیدمان، نویسندگان و راویان استان دست به قلم شدند و تکتک تجمعات شبانه را رصد میکنند و با سوژههای خاصی آن را روایت میکنند.» او که روزها و شبهای بسیار پرکاری را پشت سر میگذارد، میگوید: وظیفه ما ثبت و انتقال این لحظات مهم و سرنوشتساز کشور به نسل آینده است و تمام تلاشمان این است که از قلمهای متفاوتی برای ثبت این لحظات استفاده کنیم. اضافه میکند: روایت هر شب حضور مردم استان در کانال روایت راه (https://eitaa.com/raviraah) درج میشود. از مردم عزیز، بهویژه دختران و پسران جوان، نوجوانان و بانوان دعوت میکنیم حضورشان را در این ایام با قلمهای زیبایشان برایمان بنویسند و به این آدرس در پیامرسان ایتا ارسال کنند.
2026-04-05
T
T