علی عبدی پاسخ می‌دهد:

چرا رضا پهلوی گزینه‌ای شکست‌خورده برای آینده ایران است؟

علی عبدی، کارشناس مسائل سیاسی، در این گفت‌وگو به نقد و بررسی این گرایش‌ها، چالش‌ها و ضرورت‌های لازم برای حل مشکلات جامعه پرداخته ، و به تبیین راهکارهایی برای ایجاد پیوندی واقعی و مؤثر با نسل جوان می‌پردازد.

چرا رضا پهلوی گزینه‌ای شکست‌خورده برای آینده ایران است؟

به گزارش روابط عمومی سازمان تبلیغات اسلامی، در عصر حاضر، جوامع دچار تغییرات عمیق اجتماعی و سیاسی هستند که با چالش‌ها و بحران‌های متعددی روبرو می‌شوند. در ایران، تحولات ناشی از نارضایتی‌های عمومی و ظهور نسل‌های جدید، به بروز پدیده‌های جدیدی در عرصه سیاست منجر شده است. یکی از این پدیده‌ها، افزایش توجه به نام‌هایی چون رضا پهلوی است که در میانه‌ طوفان شایعات و التهابات سیاسی به عنوان گزینه‌ای جایگزین در برخی فضاهای رسانه‌ای مطرح می‌شود. اما پرسش این است که پشت پرده این موج رسانه‌ای چه واقعیتی نهفته است؟ آیا حمایت‌ها از رضا پهلوی ناشی از یک واقعیت عمیق اجتماعی و خواست عمومی است یا صرفاً محصول یک مهندسی افکار و اتمسفر مصنوعی و پروپاگاندا؟
برای پاسخ به این پرسش، با علی عبدی، کارشناس مسائل سیاسی، به گفتگو نشسته‌ایم. او در این گفت‌وگو به نقد و بررسی این گرایش‌ها، چالش‌ها و ضرورت‌های لازم برای حل مشکلات جامعه پرداخته ، و به تبیین راهکارهایی برای ایجاد پیوندی واقعی و مؤثر با نسل جوان می‌پردازد.

 

حمایت از رضا پهلوی محصول اتمسفر رسانه‌ای است نه واقعیت اجتماعی

علی عبدی، کارشناس مسائل سیاسی، در تحلیل دلایل گرایش برخی افراد به رضا پهلوی گفت: «به نظر می‌رسد بیش از هر چیز، یک موج تبلیغاتی و پروپاگاندا شکل گرفته است تا اینکه ما با یک واقعیت اجتماعی روبرو باشیم؛ به این معنا که تبلیغات بر واقعیت اجتماعی غلبه کرده و در رسانه‌ها قالب شده است.»
وی تاکید کرد: «آن امری واقعیت اجتماعی محسوب می‌شود که مبتنی بر یک شناخت یا ادراک اولیه و معرفت اولیه باشد. عموم کسانی که در جریان اغتشاشات بازداشت شدند و مورد بازجویی و سوال و جواب قرار گرفتند، فاقد حداقل شناخت نسبت به رضا پهلوی و همچنین دوره پهلوی، محمدرضا شاه و رضاشاه بودند و این موضوع نشان می‌دهد که این اتفاق بیشتر به دلیل یک اکوسیستم رسانه‌ای رخ داده است.»
عبدی افزود: «یک فضا یا اتمسفر رسانه‌ای شکل گرفته و یک مقوله به افراد خورانده شده و بر اساس آن حقنه رسانه‌ای و تبلیغاتی فکر می‌کنند که نسبت به این ماجرا گرایش دارند، در حالی که این پشتوانه تغییر به معنای واقعی اجتماعی، وجود ندارد.»

 

رضا پهلوی فاقد صلاحیت مدیریت است

عبدی در پاسخ به این پرسش که اولین چالش در صورت بازگشت رضا پهلوی به ایران چیست، گفت: «اولین چیزی که با آن مواجه می‌شود، تشخیص دست چپ و راست است؛ یعنی فردی که در طول عمرش حتی یک دفتر را اداره نکرده، چه کاری می‌خواهد انجام دهد؟ فاقد صلاحیت اولیات یک حوزه مدیریتی است.»
وی تاکید کرد: « آدمی که در شصت و پنج سال عمرش یک دفتر را مدیریت نکرده و از هرگونه مدیریت هم پرهیز داشته و کل زندگی‌اش را به عیش و عشرت و عیاشی گذرانده، نه مدرک تحصیلی و نه تحصیلات روشنی داشته و نه بیزینس روشنی داشته و مفت‌خورده و مفت‌چرخیده است، چه کار می‌خواهد بکند؟!»

 

راهکار برون‌رفت از مشکلات: پذیرش واقعیت‌ها و بازگشت به اصول انقلاب

عبدی، در تشریح راهکارهای حل مشکلات کشور تأکید کرد :«راه حل اصلی این است که حاکمیت به پذیرش وجود مشکلات موجود در کشور اقدام کند؛ در حال حاضر حاکمیت از پذیرش این حقیقت سرباز می‌زند و این خود یکی از مهم‌ترین چالش‌هاست.»
وی بر لزوم تغییر در نگرش حاکمیت به مسائل کشور تأکید کرده و گفت: «زمانی که حاکمیت به پذیرش واقعیت‌هایی که با آن‌ها مواجه است، قدم بردارد، دیگر نباید تنها به موضع‌گیری‌های سطحی و کلی در تریبون‌های رسمی بسنده کند. بلکه باید درک عمیق و عملی از مشکلات اساسی نظام حکمرانی که شامل عرصه‌های سیاسی، داخلی، خارجی، اقتصادی، نظامی، امنیتی، رسانه‌ای، قضایی و فرهنگی است، داشته باشد.»
عبدی ادامه داد: «گام نخست در این فرآیند، پذیرش و به رسمیت شناختن مشکلات است و پس از آن، ورود به فرآیند آسیب‌شناسی ضروری است. حالا که چهل و هفت سال از انقلاب می‌گذرد، ضروری است که ارزیابی دقیقی از موفقیت‌ها و شکست‌ها انجام شود تا مشخص شود در چه حوزه‌هایی پیشرفت کرده‌ایم و در کجا دچار ناکامی شده‌ایم و دلیل آن چه بوده است. نهایتاً باید بر اساس این ارزیابی، اصلاح، ترمیم و تصحیح امور صورت گیرد.»
این کارشناس مسائل سیاسی با اشاره به تلقین غالب در نظام که در آن مشکلات نادیده گرفته می‌شوند، تصریح کرد: «اگر این وضع ادامه یابد، هیچ‌گونه اصلاح، بازسازی یا تصحیحی محقق نخواهد شد. درحال حاضر عده‌ای عقیده دارند که هیچ مشکلی وجود ندارد و همه امور در مسیر درست خود قرار دارند، در حالی که واقعیت غالباً پیچیده‌تر و عمیق‌تر از این توصیفات است.»
عبدی تصریح کرد: «ما نیازمند پذیرش و به رسمیت شناختن مشکلات و سپس آسیب‌شناسی، چاره‌جویی و بازنگری در زمینه‌های مختلف هستیم. البته باید توجه داشت که منظور از بازنگری، آن چیزی نیست که جریان سیاسی غرب‌گرا تحت عنوان تغییر پارادایم مطرح می‌کند. ما باید به اصول اصلی انقلاب برگردیم.»
وی خاطرنشان کرد: «اصول انقلاب چه بود؟ نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی. این اصول بر پایه استقلال، آزادی و عدالت بنا شده بودند و ایجاب می‌کردند که به وعده‌ها عمل شود و مردم در تصمیم‌گیری‌ها مشارکت یابند و به عنوان محرم شمرده شوند.»
عبدی به مسئله استقلال و مبارزه با ظلم، ستم و استکبار اشاره کرد و گفت: «این اصول همچنان باید با قوت ادامه پیدا کند، اما متأسفانه در عمل از آن‌ها غفلت شده است، به ویژه در زمینه عدالت و مردم‌گرایی. بنابراین نیاز به بازنگری جدی در این موارد احساس می‌شود تا دقیقاً مشخص شود که در کدام بخش‌ها اصول انقلاب به درستی اجرا شده‌اند، در کجا اشتباه کرده‌ایم و در چه نقاطی با تجدیدنظرهای نادرست دچار آسیب و ضربه شده‌ایم.»

 

جلب محبت و ایجاد رفاه، کلید مقابله با جذب جوانان به شعارهای پهلوی است

عبدی در بیان نکته پایانی خود پیرامون جوانانی که به دلیل مشکلات اقتصادی جذب شعارهای پهلوی شده‌اند، اظهار داشت: «معمولاً در چنین شرایطی، قدرت تعقل انسان‌ها آن‌گونه که شایسته و بایسته است عمل نمی‌کند تا بتوان با مباحثه و گفتگوی عقلانی پاسخی دریافت کرد؛ به‌ویژه در مورد قشر جوان که در این برهه با فشارهای اقتصادی و معیشتی مواجه است، غلبه احساسات، عواطف و هیجانات بر عقل، این فرآیند را دشوار می‌سازد.»
وی تاکید کرد: « به نظر من، عامل اصلی «محبت» است؛ باید محبت جوانان را جلب کرد تا با دل و جان به سخنان گوش دهند.نظام در این زمینه یک مشکل جدی دارد و برای به دست آوردن دل جوانان قدم برنمی‌دارد. می‌توان حداقل‌هایی را فراهم کرد تا لااقل یک دلخوشی برای قشر جوان ایجاد شود و آن‌ها را به نظام پیوند زد، اما ما از همین حداقل‌ها هم دریغ می‌کنیم.»
عبدی ادامه داد: «به عنوان مثال، جوان از هیجان لذت می‌برد و دنبال تفریحات و مسائل مرتبط با دوران جوانی است. بخشی از این نیاز به ورزش مربوط می‌شود؛ محبوب‌ترین ورزش در کشور ما فوتبال است. اکنون بیش از یک سال است که اصلاح زمین چمن استادیوم آزادی طول کشیده و هنوز به نتیجه نرسیده است. از سوی دیگر، سینما مدام یاس، ناامیدی و بدبختی را به روح و روان جوان تزریق می‌کند و رسانه ملی نیز رویکردی مشابه دارد.»
این کارشناس مسائل سیاسی با اشاره به دیگر دغدغه‌های جوانان تصریح کرد: «جدا از مسائل معیشتی، شغل، تحصیل و ازدواج که همگی مهم هستند، یکی از دلخوشی‌های جوانان، خودرو و موتورسیکلت است. متاسفانه ناتوانی در ارائه حداقل‌های این حوزه، مانند یک خودرو یا موتور معمولی با تسهیلات حداکثری، باعث شده جوان امید و دلخوشی در کشور پیدا نکند. در حالی که داشتن ماشین یا موتور و تفریحات مرتبط با آن در تمام دنیا امری متداول و از نظر شرعی و دینی جزو لحظات مشروع تلقی می‌شود.»
وی افزود: «ما همه این امکانات را از جوانان سلب می‌کنیم و سپس صبح تا شب تلویزیون فقط سرود «وطنم پاره تن» پخش می‌کند و گمان می‌کند با پخش مداوم سرود و شعارهای وطن‌دوستی از رادیو و تلویزیون، می‌توان جوان را به وطن علاقه‌مند کرد. امیرالمومنین در حکمت پنجاه و شش نهج‌البلاغه می‌فرمایند: انسان فقیر در موطن خودش احساس غربت می‌کند، انسان ثروتمند در سرزمین بیگانه احساس وطن می‌کند چون با پول می‌تواند کارهای زیادی انجام دهد.»
عبدی در پایان خاطرنشان کرد: «ما مردم را به‌طور عام و جوانان را به‌طور خاص با تنگناهای معیشتی در سرزمین خودشان مواجه کرده‌ایم به‌گونه‌ای که احساس غربت می‌کنند، اما تصور می‌کنیم با تبلیغات، شعار و سرودهای وطن‌دوستی می‌توانیم حس ملی‌گرایی و تعلق به وطن را در جوان بازمی‌گردانیم، در حالی که این روش نتیجه‌ای ندارد.» 

 

منبع: دفاع پرس
 

1404/11/19