چهارمحال و بختیاری| در یادداشتی تبیین شد؛
حضور شبانه مردم در خیابان طی دو هفته گذشته نه یک عادت که یک مأموریت است، از جنس «مباهله»؛ حضور با «ابناءنا» و «نساءنا» و اساساً این حضور یک تربیت فوجی و کاروانی در میدان است.
به گزارش روابط عمومی سازمان تبلیغات اسلامی، شبهای خیابان در این دو هفته آنقدر برایم نکته دارد که مسیر انقلاب را روشنتر از همه روزهای گذشته آن کرده است. نکتهای از «بعثت مردم» در آخرین بیانات امام شهید و رسالت تاریخی مردم سرزمینم در این شبها!
مطالب و دریافتها آنقدر متعدد و گوناگون است که ذهنم را شبیه چهل تکهای کرده که سر و تهش را نمیتوان یافت و پیدا کردن نقطه آغازش بسی دشوار است. دلیل این تعدد و تحیرِ ذهنم تکثر حضور مردم و تنوع کنشگری در کف خیابان شبهای این روزهای انقلاب اسلامی است که معنای حقیقی جمهوری اسلامی ایران و عمق مردمسالاری دینی را به رخ دنیا کشیده و دموکراسی دروغین تمدن غرب را مچاله کرده است!
اگر حس و حال شبهای خیابان را بتوانم در کنج اتاق مطالعه و فکرم حفظ کنم سعی میکنم در ادامه کمی آن را توصیف کنم، زخم و جراحت تن وطنم را با حال خوب مردمش التیام بخشم و اعتراف کنم که عمق بیان خمینی کبیر را اکنون بیشتر میفهمم که فرمود: مردم ما از مردم حجاز در عصر رسول الله (ص) و مردم کوفه در عصر امیرالمومنین (ع) و امام حسین (ع) بهترند.
در مقابل عظمت این ملت خاضعانه تعظیم میکنم و به خاطر این نعمت جبین شکر در مقابل خداوند بر زمین میگذارم.
حضور شبانه در خیابان طی دو هفته گذشته نه یک عادت که یک مأموریت است! از جنس «مباهله»؛ حضور با «ابناءنا» و «نساءنا»! اساسا این حضور یک تربیت است در میدان! تربیت فوجی، تربیت کاروانی! تربیتی از جنس حماسه و معنویت و شوق و شور و احساس و هیجانِ تعالیبخش در قاب میدان ارزشهای انقلاب!
البته انقلاب با همه تکثرها و تنوعهایش با «اسلامیتی» که هیچ وقت«جمهوریت» را به حاشیه نرانده و «جمهوریتی» که برونداش تقویت «اسلامیت» نظام است. اینها باورهایی است که نه در کلاس تحصیل و تدریس که با سرخط امام شهید در کف خیابان این شبها مییابم، بعثت مردم!
در این شبهای شعر و شعار بیشتر سعی میکنم شعور انقلاب اسلامی را تحلیل کنم که چه ظرفیتی دارد برای به میدان آوردن مردم و میدان داری در خیابان. همین نکته، امروز کلی بر سفره تفسیر المیزان متمرکزم کرد میدانداری ذوالقرنین برای ساختن سد در مقابل دشمنان.
قصه از آنجا شروع شد که در یکی از شبهای خیابان که به همراه همسر و فرزندانم در خیابان در حال شعار و تحلیل و گفتگو بودیم و غوغای شعار هم برپا بود اما صدای تنهایی را شنیدم که با تمام قدرت میگفت «دست خدا عیان شد خامنهای جوان شد» چشم و گوشم به دنبال صدا بود یک تیبای سفید رنگ با سه سرنشین یک مرد و دو بانو! در حرکت خیابان جلوتر رفتم کسی که شعار میداد یک خانم بود اما مکشوفه! خبری از شال و روسری نبود اما قوت شعارش متعجب و مشکوکم کرد! کمی نزدیکتر شدم و چون همراه خانواده بودم توانستم با ایشان اندکی صحبت کنم.
پرسیدم خواهرم به شعاری که میدهی باور دارید با تأکید مجدد پرچم ایران را دوباره میتاباند و با قوای بیشتر شعار را تکرار میکرد شاید یک کیلومتری هم مسیر بودیم و شعارها همان بود با همان قوت! انگیزه و اندیشه را نمیدانم اما هر چه در آن شب بود جمهوریتی را دیدم که بروندادش تقویت نظام اسلامی بود!
خودرو تیبا و سرنشینان که از نظر دور شد آغاز تحلیل و گفتگو پیرامون این سنخ از حضور در کف میدان انقلاب بود! ضمن تکریم آن حضور نمیتوانم شیوه حضور را تأیید کنم اما به این مسئله فکر میکنم که دین در مشهورترین تعریفش سه بخش دارد؛ اعتقادات، اخلاق و احکام. نقطه اشتراک ما با این سنخ از مردم در اعتقادات است اما در احکام آنها کمی عقبتر ولی در اخلاق گاهی جلوتر از امثال حقیرند! و به این نکته میاندیشم که عامل انسجام بخش اجتماعی برای تقویت نظام، تمرکز بر کدام بُعد است! میدانم و میفهمم که دین مجموعه است لکن غرض فهم نقطه تمرکز و ثقل حرکت از «دین» به «تدین» است تا بروندادش تقویت جمهوریت و اسلامیت باشد نه نفی هر کدام.
حجتالاسلام والمسلمین مهدی طاهری، عضو هیئت علمی دانشگاه شهرکرد و مدرس حوزه علمیه چهارمحال و بختیاری
1404/12/25